لغت نامه دهخدا
مهره دادن. [ م ُ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) جلا دادن. صیقل کردن. و رجوع به مهره شود.
مهره دادن. [ م ُ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) جلا دادن. صیقل کردن. و رجوع به مهره شود.
جلا دادن صیقل کردن
💡 دُم سگ زائدهٔ انتهایی ستون مهره است که از رشتهای از ۵ تا ۲۳ مهره تشکیل شده است. یکی از وظایف اصلی دُم سگ، برقراری ارتباط و بیان وضعیت عاطفی آنهاست. دُم همچنین به سگ کمک میکند تا با قرار دادن وزن خود در سمت مخالف شیب، تعادل خود را حفظ کند و همچنین میتواند به سگ کمک کند بوی غدهٔ مقعدی خود را از طریق موقعیت و حرکت دٔم پخش کند. سگها میتوانند غدهٔ بنفش (یا غدهٔ فوق دُمی) داشته باشند. بزرگ شدن غدهٔ بنفش در دُم، میتواند یک نقطهٔ طاسی در اثر ریزش مو ایجاد کند، که میتواند ناشی از بیماری کوشینگ یا سبوم بیش از حد ناشی از آندروژنها در غدد چربی باشد.
💡 زكات، مهره هاى از كار افتاده جامعه را به كار مى اندازد و محرومان و ورشكستگان را بهنوا و قدرت مى رساند و مهر و عطوفت نسبت به مردم را در دلها زنده مى سازد و محبّتمال و دنيا، از دل زكات دهنده بيرون مى رود. بعلاوه، آن مقدار كه با دادن زكات، ازدارايى اش كم شده، با فعاليت اقتصادى بيشتر، مى كوشد كه آنرا جبران كند. طبيعىاست آنكه خرجش زياد باشد، به كار خود مى افزايد. پس زكات، سبب رزق است.