لغت نامه دهخدا
ملیله دوز. [ م َ لی ل ِ / ل ِ ] ( نف مرکب ) ملیله دوزنده. آنکه ملیله دوزد.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به ملیله شود.
ملیله دوز. [ م َ لی ل ِ / ل ِ ] ( نف مرکب ) ملیله دوزنده. آنکه ملیله دوزد.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به ملیله شود.
💡 این لقب متعلق به جیران زن درگذشته ناصرالدین شاه بود. مونس الدوله ندیمهٔ دربار در خاطراتش آورده است که زنهای دیگر ناصرالدین شاه، خانم باشی را مجاب کرده بودند که نیم تنه ای تهیه کند و روی ان لقب «فروغ السلطنه» را ملیله دوزی کند.
💡 علاقهبند با تهیه یراق در پیشبرد زنجیره دوزی مؤثر میافتد یا با تهیه گلابتون و ملیله در پیشبرد ملیهدوزی و گلابتوندوزی نقش مییابد و در دیگر رشتهها نیز به نحوی تأثیر میبخشد.