ملک دیدار

لغت نامه دهخدا

ملک دیدار. [ م َ ل َ ] ( ص مرکب ) فرشته رو. فرشته سیما. آنکه چهره ای چون فرشته دارد. زیباروی:
فلک قدر ملک دیدار گردون فر دریادل
جهان آرای ملک افروز کشورگیر فرمان ران.عمعق ( دیوان چ نفیسی ص 190 ).

جمله سازی با ملک دیدار

💡 چند روز بعد دکتر خنجی یادداشتی در منزل ما گذاشته بود که به محض رسیدن نزد او بروم. ظهر با عجله پیش او رفتم. گفت آنچه حدس می زدیم در حال تحقق است. آنها (خلیل ملکی و نزدیکانش) آش پر جوشی برای شما پخته اند و ادامه داد: «امروز صبح قندهاریان بدون خبر قبلی به دیدار من آمده است و پس از شرح مفصلی علیه شما اظهار داشت که دیگر وجود حجازی با اتهاماتی که به خلیل ملکی وارد آورده است برای حزب قابل قبول نمی باشد و ضمن تعریف و تمجید بسیار از سوابق مبارزاتی و عقاید و افکار من، گفت ما تصمیم گرفته ایم حجازی را از حزب اخراج کنیم و تا زمانی که خلیل ملکی در زندان است به منظور تمرکز کارها و پیشرفت آن، رهبری حزب را در اختیار شما قرار دهیم. خنجی گفت در برابر اظهارات مهندس قندهاریان مخالفت و مقابله نکردم تا او همه ی حرفهایش را بگوید و در برابر پیشنهاد او سکوت کردم. وقتی قندهاریان مواجه با مخالفت نشد و سکوت مرا دید، فکر کرد موافقت مرا به دست آورده است و خوشحال و راضی بیرون رفت. قندهاریان در موقع خروج گفت که وقت و محل جلسه را بعدا اطلاع خواهد داد.»

💡 دو دیگر آنکه ز دیدار کارخانه نفت رضایت ملک دادگر پدید آمد

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز