ملخ زده
مترادفها
ویرانشده، آسیبدیده
لغت نامه دهخدا
ملخ زده. [ م َ ل َ زَ دَ /دِ ] ( ن مف مرکب ) کشتی که ملخ آن را خورده باشد: زرع مجرود؛ کشت ملخ زده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
کشتی که ملخ آن را خورده باشد: زرع مجرود کشت ملخ زده.
جمله سازی با ملخ زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کرده گفتی دو ملخ صید و گرفته به دهان وآن دو صید از دو طرف سخت به قوّت زده پر
💡 چون پشم زده شده که و، مردم همچون ملخان ز بس پریشانی