ملخ ناک

لغت نامه دهخدا

ملخ ناک. [ م َ ل َ ] ( ص مرکب ) جای بسیار ملخ. زمینی که ملخ در آن بسیار باشد: ارض مدباة؛ زمین ملخ ناک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).دبی؛ ملخ. مدباة؛ زمین ملخ ناک. مدبیة؛ زمینی که ملخ گیاهش خورده بود. ( تعلیقات معارف بهاء ولد ص 166 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جایی که ملخ در آن بسیار باشد ( معارف بهائ ولد ۱۳۳۸ ص ۳۲۶ )

جمله سازی با ملخ ناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پای ملخ که جان است چون مور پیش او بر در پیش آن سلیمان بر هر رهی حشر کن

💡 سپس در يك نقطه خاصى از بدن ملخ تخم مى گذارد. زمانى كه بچه ها از تخم در آمدند،گوشت تر و تازه ملخ در دسترس آنها است و از آن تغذيه و رشد مى كنند.

💡 اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: نزديك ظهور قائم عليه السّلام مرگ قرمز و مرگ سفيدو ملخ ‌هائى در وقت و بى وقت كه به رنگ خون هستند خواهد بود.

💡 این چو مگس می‌کند خوان سخن را عفن وان چو ملخ می‌برد کشتهٔ دین را نما

💡 تن تو همچو خاک آمد دم تو تخم پاک آمد هوس‌ها چون ملخ‌ها شد نفس‌ها چون حبوب آمد

💡 خون سعدی کم از آن است که دست آلایی ملخ آن قدر ندارد که بگیرد بازش

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز