لغت نامه دهخدا
مقاطعه کاری. [ م ُ طَ / طِ ع َ / ع ِ ] ( حامص مرکب ) پیمانکاری. شغل و عمل مقاطعه کار. و رجوع به مقاطعه کار شود.
مقاطعه کاری. [ م ُ طَ / طِ ع َ / ع ِ ] ( حامص مرکب ) پیمانکاری. شغل و عمل مقاطعه کار. و رجوع به مقاطعه کار شود.
پیمانکاری
💡 بر طبق معاهده تریومویرات، پومپیئوس متعهد میشد از کاندیداتوری سزار به منصب کنسولی حمایت کند و در همان حال کراسوس آن را تأمین مالی کند. در عوضِ این پشتیبانی، سزار باید کاری میکرد که زمینها برای کهنهسربازان پومپیئوس توزیع شوند و سنا نیز اقدامات پومپیئوس در شرق را تأیید کند. همزمان با آن، چنانکه باب میل کراسوس و طبقه سواران بود، یک-سوم پولی که مقاطعهکاران مالیاتی استان آسیا باید میپرداختند را بدانان میبخشید. برای محکم کردنِ هرچه بیشتر این حکومتسهنفره، پومپیئوس با جولیا، دختر سزار، ازدواج کرد.
💡 معاهده تریومویرات پومپیئوس را متعهد میکرد از کاندیداتوری سزار به کنسولی حمایت کند و در همان حال کراسوس آن را تأمین مالی کند. در عوضِ این حمایت، سزار باید کاری میکرد که زمینهای عامالمنفعه برای کهنهسربازان پومپیئوس بازتوزیع شوند و سنا نیز اقدامات پومپیئوس در شرق را تصویب کند.[یادداشت ۸۵] همزمان با آن به سود کراسوس و طبقه سواران قانونی[یادداشت ۸۶] را از تصویب گذراند که یک-سوم مالالاجارهای که مقاطعهکارانِ استانِ آسیا باید میپرداختند را میبخشید. برای محکم کردنِ هرچه بیشترِ این حکومتسهنفره پومپیئوس با دختر سزار بهنام یولیا ازدواج کرد.