لغت نامه دهخدا
مفسده جوی. [ م َ س َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مفسده انگیز. رجوع به مدخل قبل شود.
مفسده جوی. [ م َ س َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مفسده انگیز. رجوع به مدخل قبل شود.
مفسده انگیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعر لامع، شعری است پخته و برخاسته از دل، چه آنگاه که زبان به انتقاد میگشاید و از روزگار ظلم و ظالمان و محرومیّت محرومان و فساد مفسده جویان فریاد برمیآورد و چه آن زمانی که خالصانه خدا را ستایش میکند و رسولش را مدح میگوید و سر نیاز بر آستان بینیاز او میساید: