( معنی آفرین ) معنی آفرین. [ م َ ف َ ] ( نف مرکب ) آفریننده معنی. مبدع معنی. آنکه معانی بکر و عالی ابداع کند:
شرق و غرب اتفاق کرد بر آنک
مبدع و معنی آفرین باشم.خاقانی.طبع معنی آفرینت درفشانی می کند
آفرین وحشی به طبع درفشانت آفرین.وحشی.
( معنی آفرین ) شاعر یا نویسنده ای که معانی بکر و بدیع در شعر یا نوشتۀ خود بیاورد.
( معنی آفرین ) ( صفت ) آنکه معانی عالی ایجاد کند ( شاعر نویسنده ): طبع معنی آفرینت در فشانی میکند آفرین وحشی بطبع در فشانت آفرین. ] ( وحشی. چا.امیرکبیر. ۲۵۱ )
آفریننده معنی مبدع معنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرق و غرب اتفاق کرد بر آنک مبدع معنی آفرین باشم
💡 از شعر، رفیق یا مزن دم یا شاعر معنی آفرین باش
💡 ز زور طبع معنی آفرین صائب طمع دارم که از طاق بلند عرش آویزد کمان من
💡 من کیم صائب که خلاق سخن در این مقام کلک معنی آفرین را از بنان انداخته