لغت نامه دهخدا
مظلمه کار. [ م َ ل ِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) ظالم و بیدادگر. ( آنندراج ). ظالم و بیداد و بی انصاف و ستمگر. ( ناظم الاطباء ).
مظلمه کار. [ م َ ل ِ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) ظالم و بیدادگر. ( آنندراج ). ظالم و بیداد و بی انصاف و ستمگر. ( ناظم الاطباء ).
ظالم و بیداد گر ظالم و بیداد و بی انصاف و ستمگر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناصرالاسلام در اعتراض به اعتبارنامه او علاوه بر عملکردش در گیلان که به تعبیر وی «جز وبال و مظلمه چیز دیگری نبود» به عضویت سردارمعظم در کمیسیون میکس نیز پراخت و گفت: «عنصری که حاضر شود برای قبول یک چنین سمتی (که حالا جزئیاتش را نمیتوانم عرض کنم) چه اندازه شرم آور است». تیمورتاش در جلسه بعد (سوم اردیبهشت ۱۳۰۳) در مجلس حاضر شد و در دفاع از اقدامات خود در گیلان، از خود سلب مسئولیت کرد: «بنده نه اختیاری داشتهام و نه باعث این کار بودهام و نه قشون در تحت امر من بوده است.
💡 زین سیه کاری و بیداد ای شب به کجا برد توان مظلمهات