لغت نامه دهخدا
مشهدی لو. [ م َ هََ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اجارود است که در بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع است و 139 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
مشهدی لو. [ م َ هََ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اجارود است که در بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع است و 139 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دهی از دهستان اجارود است که در بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع است و ۱۳۹ تن سکنه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشهدی محمدعلی خالقی ترازوچی (در گفتار عامیانه: مشتی ممدلی) سورچی و شوفر مشهوری در تهران قدیم بود. در فرهنگ عامه و فولکلور ایران، داستانها، ترانهها و روایتهایی در مورد او وجود دارد، که شاید همه آنها منطبق بر واقعیت نباشند.
💡 حمیدرضا مشهدی عباسی نمایندهٔ (میاندورهای) دورهٔ نهم مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ دماوند / فیروزکوه در استان تهران است.
💡 اکنون از واریان مانند بسیاری از روستاهای دیگر تنها به صورت منطقهای ییلاقی استفاده میشود و آخرین بازماندهها از ساکنان دائمی آن که یک زوج کهنسال به نامهای حاج کربلایی غلامحسین بهرامی و مشهدی سکینه صیاد معروف به کبلایی و مشسکینه بودند نیز در مهر ماه سال ۱۳۸۶ به کرج مهاجرت نمودند.
💡 جمبرجوق روستایی از توابع بخش طاغنکوه شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی ایران است. مردم این روستا به زبان ترکی خراسانی تکلم نموده و معیشت اقتصادی بر پایه کشاورزی و دامداری است. از محصولات شاخص این روستا میتوان به خربزه ی شیرین مشهدی و خربزه زمستانی و زعفران و هندوانه و....اشاره کرد