مس سوخته

لغت نامه دهخدا

مس سوخته. [ م ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) اسم فارسی راسخ است. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

راسخ

جمله سازی با مس سوخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مناطق اشغالی متحمل غارتگری‌های ناشی از اشغال آلمان، تبعید افراد جهت بیگاری و نیز تاکتیک‌های سیاسی اتحاد شوروی مبنی بر زمین سوخته، پس از عقب‌نشینی، شدند.

💡 اين همه لطف و كاميابى كجا و آن دوزخى كه هر چه سوخته مى شوند پوست نو روئيده مىشود كجا؟

💡 هر چه شرح آتش سودای عشقت می دهم در سرش بی حد از آن آتش قلم را سوخته

💡 حذر از شعله آهی که برآید ز دلم آتشی هست درین سوخته پنهان که مپرس

💡 مراکز شهری‌ چون شهر سوخته، تپه حصار، تپه یحیی، شهداد، و جیرفت بخشی از شبکهٔ بازرگانی‌ بودند که آسیای مرکزی را به سواحل جنوبی خلیج فارس و دریای عمان، ایلام، و میان‌رودان پیوند می‌داد.

💡 ز آهن و سنگ چه سختی که نیامد پیشم در دل سوخته ای تا چو شرار افتادم

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز