مزده بر
مترادفها
خبرآور، بشارتدهنده
لغت نامه دهخدا
مزده بر. [ م ُ دَ / دِ ب َ ] ( نف مرکب ) مزدور. اجیر. ( برهان ) ( آنندراج ). مزدبر. مزدور. ( ناظم الاطباء ). مزده برنده. اجرت گیرنده. رجوع به مزدبر و مزدور شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مزدور.
جمله سازی با مزده بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش بود ار سحر گهی نزد ستم رسیدگان از دم فاصنة صبا مزده دلبر آمدی