مرگ اور

لغت نامه دهخدا

( مرگ آور ) مرگ آور. [ م َ وَ ] ( نف مرکب ) مرگ آورنده. آورنده مرگ. آنچه یا آنکه سبب مرگ شود.

فرهنگ عمید

( مرگ آور ) آنچه سبب مرگ شود، مرگ آورنده.

فرهنگ فارسی

( مرگ آور ) ( صفت ) آنچه تولید مرگ کند مهلک.

جمله سازی با مرگ اور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خودرو زره‌پوش رزمی به وسایل نقلیه نظامی زمینی گفته می‌شود که برای عملیات‌های جنگی فاصله نزدیک طراحی شده‌اند و برخوردار از سطح مناسبی بقاپذیری، مرگ آوری و تحرک هستند تا قادر به انجام مأموریت در مناطق پرخطر باشند. از این خودروها هم در ماموریت‌های چندمنظوره و هم در نقش‌های خاص استفاده می‌شود و ممکن است چرخ‌دار یا شنی‌دار باشند.

💡 ما فرمانداران او در مرزها مى باشيم كه عزيزان را يارى و ذميان را حمايت مى كنيم. وشرنگ مرگ را به هنگام نبرد با پياله مرگ آور به كام دشمنان مى ريزيم و دلها را شفامى بخشيم. و در هم مى كوبيم ايشان را با ضربت شمشيرها، و سرها را از تنها مىرباييم. با اطمينان بر ايمان و دين پيامبر ظلمت شكافمان، قدم برداشتيم. پيامبرى كهامين خدا و دادگستر و پشتيبان مردم بود.

💡 جک او لنترن توانایی‌های زیادی دارد و می‌تواند مرد عنکبوتی را با استفاده از بمب یا گلایدر یا آتش‌های خود بکشد یا گاز سمی و توهم حریف خود را دیوانه و مرگ آور بکشد.

💡 در حقيقت بلاغت قرآن ايجاب مى كند كه ابعاد مختلف يك عذاب را با تعبيرات گوناگوندر آيات مختلف بيان كند تا در نفوس انسانها تاءثير عميقترى بخشد، در واقع آنها باعوامل مختلف مرگ آور در يك حادثه روبرو شدند كه هر كدام به تنهائى براىنابوديشان كافى بود (صيحه اى مرگبار) (زمين لرزهاى كشنده ) (آتشى سوزان) و بالاخره (صاعقه اى وحشتناك ).

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز