مرحلۀ پیش اوج
مترادفها
پیشآوج
متضادها
مرحله پس از اوج، سقوط
فرهنگستان زبان و ادب
{preclimacteric stage} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] مرحله ای در منحنی سرعت تنفس میوه های رسیده که در آن تنفس در حال افزایش است
جمله سازی با مرحلۀ پیش اوج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیش اوج طبع دریا موج لؤلؤ فوج تو استقامت نیست اندرگفته موزون من
💡 بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که بازار فعلی در مرحلۀ پیش اوج قرار دارد و به زودی با افزایش تقاضا، به بالاترین سطح رشد خود خواهد رسید.
💡 این پروژه در حال حاضر در مرحلۀ پیش اوج است و اگر تیم مدیریت بتواند چالشها را مدیریت کند، موفقیت بزرگی را تجربه خواهد کرد.
💡 در مرحلۀ پیش اوجِ بیماری، بیمار ممکن است علائم اولیه را مشاهده نکند، اما سیستم ایمنی بدن در حال آمادهسازی برای مقابله با عفونت است.