لغت نامه دهخدا
محاصره دادن. [ م ُ ص َ رَ دَ ] ( مص مرکب ) محاصره کردن: اول قصه هزارسف که دو ماه محاصره داد. ( تاریخ جهانگشای جوینی ج 2 ص 8 ).
محاصره دادن. [ م ُ ص َ رَ دَ ] ( مص مرکب ) محاصره کردن: اول قصه هزارسف که دو ماه محاصره داد. ( تاریخ جهانگشای جوینی ج 2 ص 8 ).
( مصدر ) محاصره کردن: اول قص. هزار سف را که... دو ماه محاصره داد..
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از تثبیت شرایط خط مقدم، درحالیکه سپاه ۳ موتوریزه ورماخت در حال پوشش دادن جناح شرق بود و بوگوسلاو را ۲۶ ژوئیه و اوشانکا را ۲۹ ژوئیه تسخیر کرد، سپاه ۱۴ موتوریزه ورماخت پیشروی را از سرگرفت. بر خلاف انتظار استاوکا گروه زرهی ۱ و ارتش یازدهم ورماخت به حرکت خود برای محاصره و انهدام ارتشهای ششم و دوازدهم شوروی که هماینک تحت فرماندهی مشترک سرلشکر پاول پوندلین «گروه پونِدِلین» نامیده میشدند، ادامه دادند.
💡 در تاریخ ۲۱ ژوئن، نیروهای اصلی در یک عملیات پیچیده لشکر کشی کردند و چند روز بعد، بدون درگیری، نخجوان را اشغال کردند. برای اینکه در هنگام حمله به تبریز قلعه دشمن در ارتباطات خود باقی نماند، پاسکویچ مجبور شد عباسآباد را به دست بگیرد. یک عامل دیگر توانایی فریب دادن عباس میرزا بود که با ارتش خود در اردوگاهی مستحکم در ارس در ۵۶ مایلی جنوب قلعه ایستاده بود، در صورت عجله به کمک قلعه محاصره شده، با ارتش خود.