مجلس ارا

لغت نامه دهخدا

( مجلس آرا ) مجلس آرا. [ م َ ل ِ ] ( نف مرکب ) مجلس آرای. مجلس آراینده. آن که با سخنان مطبوع حضار را خوش و سرگرم کند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آن که مایه آرایش مجالس و محافل باشد. آن که وجودش مجلس را مزین سازد. زینت بخش مجلس:
دریغ آن بر و کتف و بالای اوی
دریغ آن رخ مجلس آرای اوی.فردوسی.در جهان تا مجلس و لشکر پدیدار آمده ست
مجلس آرایی نیامد همچنو لشکرشکن.سوزنی.هم بر این ایوان نو برتخت خویش
تاجدار و مجلس آرا دیده ام.خاقانی.به هر محفل که بنشستی تویی در چشم من زیرا
که چون تو مجلس آرایی نمی بینم نمی بینم.خاقانی.فرشته رشک برد بر جمال مجلس من
که التفات کند چون تو مجلس آرایی.سعدی.سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت
در آرزوی سر و چشم مجلس آرایی.حافظ.

فرهنگ عمید

( مجلس آرا ) آن که مجلس را به وجود خود بیاراید.

فرهنگ فارسی

( مجلس آرا ) مجلس آرینده

جمله سازی با مجلس ارا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محتشم تا خسروان را مجلس آراید به شعر پادشاه او تو باشی مجلس آرای تو من

💡 میکند پرواز ترک جان و میسوزد روان تا نبیند شمع خود را مجلس آرای کسان

💡 محمد دایه یار مجلس آرای بخدمت گاه عزت بر سر پای

💡 به دست چپ خویش بر جای کرد ز رستم همی مجلس آرای کرد

💡 می برد بیطاقتی از بزم او بیرون مرا چون سپند از دورباش مجلس آرا فارغم

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز