لغت نامه دهخدا
اوشهنگ. [ هََ ] ( اِخ ) نام اصلی هوشنگ. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). رجوع به هوشنگ شود.
اوشهنگ. [ هََ ] ( اِخ ) نام اصلی هوشنگ. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). رجوع به هوشنگ شود.
نام اصلی هوشنگ
اسم: اوشهنگ (پسر) (فارسی) (تلفظ: oshhang) (فارسی: اوشهنگ) (انگلیسی: oshhang)
معنی: هوشنگ، پسر سیامک پادشاه پیشدادی ایران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق متون اساطیری گرشاسب پسر اثرت بن شهر بن کورنگ بن بیداسب بن تور بن جمشیدالملک بن نونجهان بن اینجد بن اوشهنگ بن خراوک بن سیامک بن موسی بن کیومرث سیستان را بنا کرده است.
💡 خواسته بانو ز پور اوشهنگ عقد صلح و رسم مهر و مرگ جنگ