مجری داشتن
مترادفها
اجراکننده داشتن، عامل داشتن
لغت نامه دهخدا
مجری داشتن. [م ُ را ت َ ] ( مص مرکب ) اجراکردن. به مرحله اجرا درآوردن. تنفیذ کردن. || معمول داشتن. برقرارکردن: گفت ای خداوند مصلحت آن بینم که چنین کسان را وجه کفاف به تفاریق مجری دارند. ( گلستان ). و همه اوقات و ساعات پروانه ها و احکام و بروات و انعام در حق ایشان مجری داشته... ( تاریخ قم ص 5 ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - روان کردن. ۲ - عمل کردن. ۳ - بمرحل. اجرا در آوردن بعمل آوردن: و هم. اوقات و ساعات پروانه ها و احکام و بروات و انعام در حق ایشان مجری داشته...
جمله سازی با مجری داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این یادداشتنویس جنجالی که بارها در مورد آنچه مواضع یهود ستیزانه ایران مینامد، هشدار داده و خواستار برخورد با ایران شدهاست، در پاسخ به سؤال مجری یهودی برنامه که وی را به داشتن عقاید ضد یهودیت متهم کرده بود، تأکید کرد «به نظر من بهتر است همه ما مسیحی شویم».
💡 ناکارآمدی ساختار اقتصادی کشور یکی از عوامل عمده فساد در دربار بود. مجریان طرحهای دولتی برای حل مشکلات خود دست به پرداخت رشوه میزدند. در مدت کوتاهی «فساد چنان بالا گرفت که بسیاری از مقامات بالای دولتی، و بدتر از همه، اعضای خانواده سلطنتی را هم آلوده ساخت.» شرکتهای بزرگ برای واردات، صادرات و تعامل با دولت نیاز به مجوز داشتند. مجوزهای دولتی فقط به تعداد معدودی از شرکتها داده میشدند، به این بهانه که تولید کارخانجات بیش از اندازه نشود. برای گرفتن و نگاه داشتن یک مجوز نیاز بود که سران شرکت، با افراد بانفوذ در تهران رابطه برقرار کنند. در زمینه مجوزها و دیگر مسائل، روایتهای معتبری در مورد مقامات بالا، همچون شاهدخت اشرف و پسرش شهرام وجود دارد؛ مثلاً اینکه این افراد بانفوذ، ۱۰ درصد یا بیشتر از یک شرکتِ نوبنیاد را بهطور مجانی میگرفتند تا مجوز آن را تضمین کنند. اینگونه اقدامات و دیگر انواع فساد بهشدت قیمت فروش محصولات داخلی را افزایش میداد و در نتیجه بازار آنها را در داخل و خارج محدود میکرد.