ماهی چین
مترادفها
ماهیگیر
لغت نامه دهخدا
ماهی چین. ( اِ مرکب ) نام طائری است. ( آنندراج ). قره قاز. قوق. ( از فرهنگ جانسون ). || تیرهایی که در رودخانه می کوبند تا ماهی در میان آنها جمع شود. ( از فرهنگ جانسون ) ( از اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
نام طائری است قوق
جمله سازی با ماهی چین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در چین، سسها را از دانه سویا یا لوبیا سیاه تخمیر شده همراه با انواع روغنهای تند، تهیه میکنند. مردم آسیای جنوب شرقی مثل تایلند و ویتنام، از سسهایی استفاده میکنند که در تهیه آنها ماهی تخمیر شده به کار رفتهاست.
💡 دو زلفش چون دو ماهی بود مشکین چه میگویم دو هندو بود در چین
💡 به ماهی کم و بیشتر زان زمین درآمد به آبادی ملک چین