کلمهی «مات و فات» در فارسی از ترکیب عربی گرفته شده و به معنای پایان یافته، تمام شده یا نابود شده است. این اصطلاح معمولاً برای بیان حالتی بهکار میرود که دیگر امکان بازگشت، اصلاح یا ادامه وجود ندارد و وضعیت به طور کامل پایان یافته است. در متون ادبی و تاریخی، «مات و فات» برای توصیف سرنوشت افراد، پایان کارها یا نابودی کامل چیزی به کار رفته است. این ترکیب بار معنایی قطعی و نهایی دارد و نشاندهنده فقدان امکان تجدید یا اصلاح وضعیت است. در مکالمات روزمره کمتر استفاده میشود و بیشتر جنبه ادبی، رسمی یا مذهبی دارد. معنای «مات و فات» گاهی شامل نابودی کامل، هلاک و از بین رفتن نیز میشود و تأکید بر قطعیت و غیرقابل برگشت بودن شرایط دارد. این عبارت میتواند در زمینههای اخلاقی، تاریخی یا اجتماعی برای هشدار نسبت به پیامدهای نادرست اعمال یا اتفاقات بهکار رود. از نظر معنایی، با واژههایی مانند پایان یافته، تمام شده، نابود شده و هلاکشده نزدیک است. استفاده از این ترکیب تأکید بر قطعی بودن سرنوشت یا نتیجه عمل دارد و بار احساسی قوی، گاهی اندوهآور یا هشداردهنده، به متن میبخشد.
مات و فات
لغت نامه دهخدا
مات و فات. [ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمرکب ) ( مأخوذ از دو فعل ماضی عربی ) مرگ و نیستی.
- مات و فات گفتن یا قائل به مات و فات بودن؛ یعنی منکر معاد بودن و منکربعث و نشور و منکر بقای روح بودن. شاید مأخوذ از قول قس بن ساعدة است: من عاش مات و من مات فات و کل ما هو آت آت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مات شود.
فرهنگ فارسی
مرگ و نیستی