لغت نامه دهخدا
لیف و صابون. [ ف ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مجازاً اختلاط نانواخت:
ربط اغیار و ناصحان فرخ
همچو تألیف لیف و صابون است.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
لیف و صابون. [ ف ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مجازاً اختلاط نانواخت:
ربط اغیار و ناصحان فرخ
همچو تألیف لیف و صابون است.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
( اسم ) ۱- لیف با صابون. ۲- اختلاط بی تناسب: ربط اغیار وناصحان فرخ همچو تالیف لیف وصابون است. ( محسن تاثیر آنند. لغ. )
💡 در هر ماشین رنگرزی باید دستگاهی یا وسیله باشد که بین الیاف و محلول رنگرزی حرکت نسبی به وجود آورد. افزایش حرکت نسبی بین لیف و مایع رنگرزی باعث دو اثر مهم در رنگرزی میگردد. این دو اثر عبارتند از:
💡 در مارس ۲۰۱۴، فعالان کمپین شروع به سازماندهی کردن فلش مابهایی در سوپرمارکتها کردند تا از مشتریها بخواهند کالای روسی نخرند و پمپ بنزینها، بانکها، کنسرتهای روسی را تحریم کنند. در آوریل ۲۰۱۴، برخی از سینماها در کییف، لیف و اودسا از نمایش فیلمهای روسی سرباز زدند.
💡 به گفته حماسه گرینلندر، کارلسفنی با ۶۰ مرد و ۵ زن سفر را شروع کرد و مسیری را رفت که لیف و توروالد ایریکسون طی کردند، طی کردند. در حالی که در حماسه اریک سرخ او سه کشتی با ۱۴۰ مرد را در آنجا گذراند و جزئیات این سفر را شرح داد.[b]
💡 گفته شده که در راگناروک، سورت، هیولای آتشین و فرمانروای موسپلهایم، ایگدراسیل را به آتش میکشد. طبق برخی روایات، درخت از این آتشسوزی نجات مییابد و نه تنها خود درخت بلکه دو انسان به نامهای لیف و لیفتراسیر که درون آن مأوا گرفتهاند زنده میمانند تا در جهانی که پس از راگناروک خلق میشود به زندگی ادامه دهند.