لگام گر

لغت نامه دهخدا

لگام گر. [ ل ُ / ل ِ گ َ ] ( ص مرکب ) لَجّام. ( دهار ). آنکه لگام سازد. دهانه ساز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که لگام سازد دهنه ساز افسار ساز.

جمله سازی با لگام گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز حلقه مه نو، رایض حکومت شرع زده است بر دهن نفس سرکش تو لگام

💡 و نيز فرمود: (اگر كسى در مورد قرآن، سخنى عارى از علم را ابراز كند، با لگام ودهان بندى آتشين در روز قيامت ميان مردم خواهد آمد)(518).

💡 اگرچه سست رکابم بر اسبِ صبر و قرار لگام بر سرِ عهد استوار می دارم

💡 شد مریض عشق و دردش بس که بی درمان فتاد می‌کشیدش خوش از کف توسن مستی لگام

💡 که دید باد که او را بود عنان و رکاب که گفت ابر که بر وی نهند زین و لگام

💡 يزيد بوزينه اى داشت پليد و موذى كه كنيه ابوقيس به او داده بود. يزيد اين بوزينه را در مجلس كنار خود مى نشانيد و برايش بالش مى نهاد. آن را بر ماده خرى وحشى، كه به زير تنگ و لگام كشيده بود، مى نشانيد و در مسابقه اسب دوانى آن را با ديگر اسبان به مسابقه مى فرستاد!

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز