لگام کردن

لغت نامه دهخدا

لگام کردن. [ ل ُ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِلجام. دهانه کردن اسب را:
یکی پارسی بود هشیارنام
که بر چرخ کردی به دانش لگام.فردوسی.ز خوی نیک خرد در ره مروت و فضل
مر اسب تن را زین و لگام باید کرد.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دهنه زدن ستور را.

جمله سازی با لگام کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غو دیده بشنید دستان سام بفرمود بر چرمه کردن لگام

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز