لغت نامه دهخدا
لوله شدن. [ لو ل َ/ ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به شکل لوله درآمدن. شکل استوانه ای گرفتن چیزی، چون فرش یا کاغذ که درنوردند.
لوله شدن. [ لو ل َ/ ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به شکل لوله درآمدن. شکل استوانه ای گرفتن چیزی، چون فرش یا کاغذ که درنوردند.
( مصدر ) بشکل لوله در آمدن شکل استوانه بخود گرفتن ( چنانکه فرش یا کاغذکه در نوردند.
💡 یک اثر جانبی خم شدن قطعه کار تغییر ضخامت دیوار است؛ دیوار در داخل شعاع داخلی لوله ضخیمتر میشود و دیوار بیرونی ضخیمتر میشود. برای کاهش این لوله ممکن است از داخل یا خارجی برای حفظ بخش مقطعی پشتیبانی شود. بسته به زاویه خمشی، ضخامت دیواره و فرایند خم شدن، در داخل دیوار ممکن است چروک شود.
💡 لوله کشی آب : در پی خشکسالی های دهه ۸۰ و پایین رفتن سطح آب و در نهایت خشک شدن چاهها در نیمه دوم دهه ۸۰ لوله کشی آب به روستا انجام شد.آب روستا از چاههای حفر شده در منطقه هرسم تامین و توسط لوله به روستای زعفران انتقال داده می شود.
💡 پس از هر مانور بروی سواساز باید از نزدیک تیغههای آن در هر سه فاز را بازرسی نمود تا از بسته یا بازبودن آنها مطمئن شد. اگر اتصال تیغههای نری و مادگی کج باشد نشان دهنده نبود ارتباط خوب بین تیغه هاست و باید بازنگری گردد. آراستار و تنظیم نخستین این تیغهها بسیار دارای ارزش است چرا که به دلیل نبود آراستار شایسته، رفته رفته باعث دفرم شدن و خرابی لولههای پیوندی، بولبرینگها و اهرمها میشود.