لغت نامه دهخدا
له و علیه. [ ل َ هَُ ع َ ل َی ْه ْ ] ( ترکیب عطفی، ق مرکب ) بسود و بزیان کسی. برای او و بر او. به او و بر او.
له و علیه. [ ل َ هَُ ع َ ل َی ْه ْ ] ( ترکیب عطفی، ق مرکب ) بسود و بزیان کسی. برای او و بر او. به او و بر او.
بسود و بزیان کسی. برای او و براو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال الحسين عليه السلام: جاء رجل الى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله وقال: ما راءس العلم ؟ قال عليه السلام: معرفة الله حق معرفته.قال: و ما حق معرفته ؟ قال عليه السلام: ان تعرفه بلامثال و لا شبيه و تعرفه الها واحدا خالقا قادرا اولا و آخرا ظاهرا و باطنا لا كفو له و لامثل له.
💡 عن الحسين بن على عليه السلام:... ولئن اسجد الله لادم ملائكته فان سجودهم لم يكنسجود طاعه، انهم عبدوا آدم من دون الله عزوجل ولكن اعترافا لادم بالفضيله و رحمه منالله له و محمد صلى الله عليه و آله و سلم اعطى ما هوافضل من هذا. ان الله عزوجل صلى فى جبروته والملائكه با جمعها و تعبد المومنون بالصلوه عليه فهذه زياده له.(666).
💡 نحن مرآت لرویته له و هو مرآت لرویتنا لنا
💡 O در روايات شيعه و سنّى آمده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند: (لا ايمان لِمَن لااَمان له و لا دين لِمَن لاعهد له ) كسى كه مراعات امانت نكند، ايمان ندارد و آن كسى كه به عهد خويش وفادار نباشد بى دين است.(81)
💡 - هارپاگون: این فضولیها بتو پدر سوخته نیامدهاست. لافلش زود برو بیرون و الا له و پهت میکنم.