لغت نامه دهخدا
لنگرگه. [ ل َ گ َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف لنگرگاه:
یکی را به لنگرگه خویش ماند
دگر را به قدر رسن پیش راند.نظامی.
لنگرگه. [ ل َ گ َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف لنگرگاه:
یکی را به لنگرگه خویش ماند
دگر را به قدر رسن پیش راند.نظامی.
( اسم ) ۱- جایی از دریاکه کشتی در آن بایستد و پیشتر نتواند رفت. ۲- بندر.
مخفف لنگر گاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اچاماس اوشن در تمام مدتی که در نیروی دریایی بریتانیا خدمت میکرد (۱۸۶۷ تا ۱۸۸۲) در آبهای بریتانیا لنگر نینداخت. این کشتی در نهایت در سال ۱۸۸۲ میلادی فروخته شد.
💡 در غمت صبر و ثباتم همه آشوب شده ست بحر طوفان زده ام، باخته ام لنگر خویش
💡 لنگر پرواز روح عرش جولان می شود سوزنی زین خاکدان باخود چو عیسی برمدار
💡 لنگر فکن به میکده این یک دو روز عمر دوران چو کشتی تو به غرقاب میدهد
💡 بی تردد نیست زیر خاک هم جان حریص کم نمیگردد به لنگر شورش دریای حرص
💡 بیقراری بادبان کشتی وامانده است موج گردیم و بر این دریا بی لنگر زنیم