لغت نامه دهخدا
لنگرخانه. [ل َ گ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که از آنجا به مردم طعام برسد. ( آنندراج ). رجوع به لنگری و لنگر شود.
لنگرخانه. [ل َ گ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که از آنجا به مردم طعام برسد. ( آنندراج ). رجوع به لنگری و لنگر شود.
( اسم ) جایی که بمردم فقیر طعام دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۴۹۲، کریستف کلمب (به اسپانیایی: Cristóbal Colón) برای تعمیر سکان کشتی خود پینتا در بندر لاس پالماس لنگر انداخت و مدتی را در اولین سفر خود به قاره آمریکا در جزیره همسایه گذراند. او همچنین در راه بازگشت به اسپانیا در آنجا توقف کرد. کولون خانه یک موزه در Vegueta [ES] منطقه از شهرستان - بعد از او نام.
💡 خانه اش گر شود از موج حوادث ویران صائب آن نیست که لنگر بکند ازکویش
💡 خانه بر دوش تر از ابر بهاران بودم لنگر درد تو چون کوه گران کرد مرا
💡 خانهداری، در گذارِ سیل لنگرکردن است میشود حِصنِ سلامت، خانهبردوشی ترا
💡 در آینه خون میخورم از لنگر تمثال ترسم زند این خانه به سنگم که برآیم