لغت نامه دهخدا
پیستوله. [ ت ُ ل ِ ] ( فرانسوی، اِ ) پیستله. رجوع به پیستله شود.
پیستوله. [ ت ُ ل ِ ] ( فرانسوی، اِ ) پیستله. رجوع به پیستله شود.
(لِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - اسلحة کمری گرم، هفت تیر، تپانچه. ۲ - دستگاهی که با آن رنگ را می پاشند، اسپری. ۳ - نوعی خط کش که برای ترسیم منحنی های نامنظم به کار می رود.
۱. نوعی رنگ پاش به شکل هفت تیر.
۲. نوعی خط کش منحنی.
۳. نوعی اسلحۀ گرم کمری.
پیستوله وسیله ای مورد استفاده در رسم فنی است. مدل های آن در قدیم از چوب و فلز ساخته می شدند؛ ولی امروزه اکثراً پلاستیکی هستند. پیستوله در شکل، اندازه و مدل های مختلف وجود دارد.
پیستولِه
(یا: پیشتو؛ پیستله) نوعی سلاحِ دستی گرم. تپانچه ای لوله بلند که افسران دورۀ صفویه به همراه داشتند. قنداق آن کوچک و لولۀ آن بلند و سبک بود. نام آن احتمالاً برگرفته از نام شهر پیستویای ایتالیا است که این سلاح نخستین بار در آن جا ساخته شد یا از واژۀ پرتغالی یا اسپانیاییِ پیستولا گرفته شده است. پیستوله های چخماقی بسیاری از دورۀ صفویه به جا مانده است.
اسلحة کمری گرم، هفت تیر، تپانچه.
دستگاهی که با آن رنگ را میپاشند، اسپ
نوعی خط کش که برای ترسیم منحنیهای نامنظم به کار میرود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابراین، دوزنده ممکن است یک اندازه استاندارد (معمولاً از اندازه نیم تنه مشتری) را انتخاب کند که از قبل با الگوی خریداری شده درجهبندی شدهاست. آنها ممکن است تصمیم بگیرند با استفاده از پیستوله، شابلونهای منحنی، و برش یا تا کردن روی خطکش با لبههای مستقیم، الگویی را برای بهبود تناسب یا سبک لباس مشتری تنظیم کنند. روشهای مختلفی که مستقیماً روی قطعات الگوی مسطح از اندازهگیریها، با استفاده از یک برش شخصی پیش آویخته (pre-draped) یا استفاده از روشهای آویختن روی فرم لباس با پارچههای ارزان قیمت مانند متقال وجود دارد.