هم خوانی

لغت نامه دهخدا

هم خوانی. [ هََ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) هم سفره شدن. هم کاسگی. هم نشینی:
کرد با او به خورد هم خوانی
کاین چنین است شرط مهمانی.نظامی.به هم خوانی خود کنی سر بلند
که خوان گردد از نازکان ارجمند.نظامی.

فرهنگ فارسی

هم سفره شدن هم کاسگی

فرهنگستان زبان و ادب

{chorale} [موسیقی] وابسته و مربوط به همخوانان یا همخوانی
{consistency, coherence} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکنواختی تمام اجزای یک سامانۀ نرم افزاری چنان که اجزای آن با یکدیگر در تعارض نباشد متـ. سازگاری 3
{consonantal} [زبان شناسی] مربوط به همخوان متـ. صامتی

جمله سازی با هم خوانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قلب در خوشه دو هم خوانی یا توالی دو هم خوان که هم خوان دوم یک هم خوان روان است.

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز