لغت نامه دهخدا
لنگ و پاچه. [ ل ِ گ ُ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) از اتباع. قسمت پایین تنه مردم خاصه رانهاو ساقها از سوی اِنسی. و رجوع به لنگ و پاچه شود.
لنگ و پاچه. [ ل ِ گ ُ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) از اتباع. قسمت پایین تنه مردم خاصه رانهاو ساقها از سوی اِنسی. و رجوع به لنگ و پاچه شود.
از اتباع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کدام سیل نهادهست روم به خانهٔ چشمم که اشک آبله بندد به پای لنگ و گریزد
💡 کوه شاهو: گه رده میان و سه رکه مه ر وبه رزه لنگ و … از جاهای بسیار دیدنی برای تفریح و سرگرمی و کوهنورد میباشند.
💡 عالم ار لنگ و کر و کور بود محترم است جاهلانرا چو فرو مرد جوارح بمرند
💡 و لنگ و بيمار نيز خود را كنار مى كشيدند، چرا كه ممكن بود مايه ناراحتى ديگران شوندو اين عمل را براى خود گناه مى دانستند.
💡 تاثیرگذاران اولیه بر روی جرج عبارتند از: ریچارد کریستی، پاول بوستاف، پیت سندوال، دیو لومباردو، ایگور کاوالرا، ژن هگلن و لارس اولریک. او بعدها سلیقه خود را به درامرهای بسیار متفاوتی همچون: وینی کولیتا، دیو وکل، استیو گد، توماس لنگ و مایک منجینی گسترش داد.
💡 مردم شهرستان باغملک لُرتبار عمدتاً از ایل بختیاری(چهار لنگ و هفت لنگ)