لنگ اب

لغت نامه دهخدا

( لنگ آب ) لنگ آب. [ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شفان بخش اسفراین شهرستان بجنورد، واقع در 82هزارگزی شمال باختری اسفراین. جلگه و سردسیر. دارای 28 تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

( لنگ آب ) دهی از دهستانهای شفان بخش اسفراین شهرستان بجنورد.

جمله سازی با لنگ اب

💡 اگر شیرین ز ناز و سرکشی آتش عنان گردد کند فرهاد راممنون به عذر لنگ، گلگونش

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به بابا لنگ‌دراز اشاره کرد.

💡 تبارک‌اللّه ازان بادپای برق‌عنان که پای پیک خیال است در عنانش لنگ

💡 ذى الكلاع حميرى گفت: اى عمروعاص ! هرزه مگوى: عمار ياسر چگونه با ما هم عقيدهخواهد شد؟ مگر ساعتى با تو ننشست و ما را با زخم زبانمثل زخم سنان خسته و درمانده نكرد!و تو چون خرى لنگ درگل ماندى ؟

💡 عجز طاقت در طلب ما را دلیل عذر نیست منزلی‌کوتا نباید سر به پای لنگ ماند

💡 رسوا شد از دو دست تو بحر ارنه پیش ازین می راند با دو چشمم لنگی بر اهوار

هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز