لغت نامه دهخدا
لعلی پی. [ ل َ پ َ ] ( اِخ ) از یاران و سران لشکر توقتمش خان به عهد امیر تیمور. رجوع به حبیب السیر ج 2 ص 139 شود.
لعلی پی. [ ل َ پ َ ] ( اِخ ) از یاران و سران لشکر توقتمش خان به عهد امیر تیمور. رجوع به حبیب السیر ج 2 ص 139 شود.
از یاران و سران لشکر توقتمش خان بعهد امیر تیمور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتشین لعلی که همچون شمع جان سوزد مرا بر زبان گر نام او آرم زبان سوزد مرا
💡 گر از طرز کلام آب رخ گوهر نمیریزی دل لعلی توان خون کرد از افسون دشنامی
💡 در طشت طلا در شام، آزرد یزید از چوب لعلی که خجل ز اعجاز، می کرد مسیحا را
💡 ارغوان گل میکند در باغ ما از زعفران چهره لعلی از شراب کهربایی میکنم
💡 در قدح ریز از آن لعلی خورشید فروغ که به یاقوت دهد پرتو اورنگ به وام