لش مرده

لغت نامه دهخدا

لش مرده. [ ل َ م ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) رجوع به لش، لاش و لاش مرده شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) لاش. میت لاش مرده.

جمله سازی با لش مرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در هری پاتر و شاهزاده دورگه آراگوگ عنکبوت می‌میرد و هاگرید هری را برای خاکسپاری او دعوت می‌کند. او هم اکنون مرده و در یکی از قبرستان ها در نزدیکی هاگوارتز به خاک سپرده شده.

💡 چو مرغی در قفس تا کی بود دل مرده و غم گین بهل تا آشیان گیرد برافشاند پر و بالی

💡 شهر آتن تنها پایتخت یونان است که با بیش از۵۰۰ هزار مسلمان، مسجدی رسمی ندارد. همچنین مسلمانان یونانی و مسلمانان مقیم این کشور از داشتن گورستانی برای دفن مرده‌های خود نیز محروم هستند.

💡 شهی که زنده کند هوش بندگان با وعد شهی که مرده کند جان زندگان بوعید

💡 در صفاهان زری از من شده افشانده به خاک همچو آن مرده که اجزاش پراکنده شود

💡 ترور، که حالا در یک خانهٔ سیار در حومهٔ لس سانتوس زندگی می‌کند، از سرقت باخبر شده و آن را کار مایکل، که تا پیش از این تصور می‌کرد در سرقت نه سال پیش مرده است، می‌داند.

پری خوان یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز