لسان النار
مترادفها
زبان آتش
لغت نامه دهخدا
لسان النار. [ ل ِ نُن ْ نا ] ( ع اِ مرکب ) زبانه ٔآتش. شعلتها ( ای شعلة النار ) و قیل ما یتشکل منها علی شکل اللسان. ( اقرب الموارد ). رجوع به لسان شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) زبانه آتش
زبانه آتش. شعلتها
جمله سازی با لسان النار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من لقى المسلمين بوجهين و لسانين جاء يوم القيامة و له لسانان من النار (208) هر كس ديدار كند مسلمانان را به دو رو و دو زبان، بيايد در روز قيامت، درحالى كه براى اوست دو زبان از آتش.
💡 در متون قدیمی ادبی، از عبارت لسان النار برای توصیف قدرت ویرانگر و سوزان کلامی استفاده میشود که میتواند قلبها را به لرزه درآورد.
💡 شاعر در این بخش از منظومه، با استفاده از استعاره لسان النار، به شدت از بیعدالتی و ظلمی که بر مردم میگذرد انتقاد کرده است.
💡 آن سخن تند و گزنده، مانند لسان النار بود و توانست تمام باورهای قدیمی و پوسیده را در میان شنوندگان از بین ببرد.