لغت نامه دهخدا
لذت دادن. [ ل َذْ ذَ دَ ] ( مص مرکب ) لذت بخشیدن.
لذت دادن. [ ل َذْ ذَ دَ ] ( مص مرکب ) لذت بخشیدن.
( مصدر ) ۱- ایجاد لذت و خوشی کردن. ۲- مز. خوش دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کالاوی اولین جمهوریخواهی بود که از ۱۸۷۶ میلادی به دنبال فرمانداری جورجیا بود. از آنجا که جمهوریخواهان در آن زمان در جورجیا گزینه درجه اولی نداشتند، کالاوی باید ۸۷ هزار امضا، یعنی ۵ درصد از آرای رأی دهندگان ثبت نامی را جمعآوری میکرد تا به رأی دسترسی پیدا کند. او ۱۶۰٬۷۶۵ نام را که به وزیر ایالت جورجیا دستی تحویل داده شده بود را بدست آورد. فرماندار الیس آرنال سابق که گفته بود از مجادله با کالاوی لذت میبرد، عریضه جمهوریخواهان برای قرار دادن او در رأی را امضا کرد.
💡 در دوران نوجوانی، بالدوین در رویارویی با بیماری، نسبت به سن خود باهوش، مصمم و خوشبین بود. او از نظر خوشسیمایی، شکل اندام و طرز راه رفتن به پدرش شباهت داشت. بالدوین سریع میآموخت، اما لکنت داشت. او از گوش دادن به داستانها و درسهای تاریخ لذت میبرد. مربی او، ویلیام، به حافظهٔ ممتاز بالدوین اشاره کرد و بیان داشت که او مهربانی و بیاحترامیهایی که دیگران به او کرده بودند را فراموش نکرده است.