لت خورده

فرهنگ عمید

۱. سیلی خورده.
۲. لطمه خورده، صدمه دیده.

فرهنگ فارسی

۱- سیلی خورده تپانچه خورده. ۲- زبون شدن.۳- صدمه دیده: من بیچاره هستم که با این چشمهای لت خورده ام باید نخ و سوزن بزنم. ۴- ضرر رسیده زیان دیده.

جمله سازی با لت خورده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل مرا چون صید پیکان خورده در خون می‌تپد هر زمان یادی از آن برگشته‌مژگان می‌کنم

💡 4 - آن جوانمرد با حيا - كه به مراتب با حياتر از زنان با عفت و با حيا - بود و مع ذلك، صمصمام شجاعت و سطوتش برنده تر از شمشير دو دَمصيقل خورده، بود.

💡 گشته تیغت لاغر از بس خورده خون دشمنان راست بودست اینکه لاغر می‌شود بسیار خوار

💡 ملک تن از ترکتاز لرزه بر هم خورده است یکسر مو را بجای خود نبینم استوار

💡 اوّل - سخنرانى افشاگرانه امام على عليه السلام با ياران فريب خورده:

💡 دردم و نوش مراد از نیش نشتر خورده‌ام خضرم و آب حیات از نوک خنجر خورده‌ام

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز