لا یباع
مترادفها
غیرقابل فروش، فروشی نیست
متضادها
قابل فروش، فروشی
لغت نامه دهخدا
لایباع. [ ی ُ ] ( ع جمله فعلیه، ص مرکب ) ( از: لا + یباع ) نافروختنی. که فروخته نمیشود:
کنم دفتر عمر وقف قناعت
نویسم به هر صفحه ای لایباعی.خاقانی.
فرهنگ فارسی
( جمله فعلی ) فروخته نمیشود: کنم دفتر همر وقف قناعت نویسم بهر صفحه ای لا یباعی. ( خاقانی )
جمله سازی با لا یباع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الا بقیه ماء وجه صنتها من ان یباع و این این المشتری
💡 أ لا موت یباع فأشتریه فهذا العیش ما لا خیر فیه