قلنج لو
لغت نامه دهخدا
قلنج لو. [ ق ِل ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومه شهرستان ارومیه، واقع در 21500گزی شمال خاوری ارومیّه و 4هزارگزی خاور شوسه ارومیه به سلماس این ده جلگه و معتدل سالم است. سکنه آن 110 تن است. آب از نازلوچای و محصول آن غلات، چغندر، توتون، کشمش، حبوبات، صیفی و شغل اهالی زراعت و صنایعدستی زنان جوراب بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان نازلو بخش حومه شهرستان رضائیه واقع در ۲۱۵٠٠ گزی شمال خاوری رضائیه و ۴ هزار گزی خاور شوسه رضائیه بشاهپور. این ده جلگه و معتدل سالم است.
جمله سازی با قلنج لو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قلنج لانمش، روستایی است از توابع بخش پلدشت و در شهرستان ماکو استان آذربایجان غربی ایران.
💡 آسهپرومازین (به انگلیسی: Acepromazine) دارویی است که از موارد استعمال آن میتوان به قی، تشنج، بیخوابیها، قلنجها، خارش و بیماریهای روانی اشاره کرد.