فرهنگ معین
( ~. دَ. کِ دَ ) [ معر - فا. ] (مص م. ) باطل گردانیدن.
( ~. دَ. کِ دَ ) [ معر - فا. ] (مص م. ) باطل گردانیدن.
معرب
باطل گردانیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزن چرخی و زین چنبر برون نه پای همت را کزین بیرون بنه پای و قلم در چرخ و چنبر کش
💡 اشخاصى كه قلم در دستشان است متوجه باشند كه قلم آنها، زبان آنها در حضور خداست
💡 تو همامی و قلم در دست تو همچون همای هست روز ما همایون از همای و از همام
💡 وقتى چنين حالت اعنى خروج از عادت برايم پيش آمد مدتى در وضع عجيب بودم كه نمىتوانم آن را به بيان قلم در آورم و به قول شيخ شبسترى در گلشن راز:
💡 هر کجا گیرم قلم در دست و بگشایم زبان چون سخن، گیرند دانایان ز یکدیگر مرا
💡 ملکپور در شهریور ۱۳۹۰ به خاطر تهدیدهای جانی ایران را ترک کرد. او از سال ۱۳۹۴ عضو انجمن جهانی قلم در کشور هلند است.