لغت نامه دهخدا
( قللرآقاسی ) قللرآقاسی. [ ق ُل ْ ل َ ] ( ترکی، اِ مرکب ) سردار غلامان. قل بمعنی غلام و لر علامت جمع چون الف و نون فارسی. آقاسی سردار:
از غلامان شاه مردان اوست
که درین عهد قللرآقاسی است.داراب بیک جویا ( از آنندراج ).
( قللرآقاسی ) قللرآقاسی. [ ق ُل ْ ل َ ] ( ترکی، اِ مرکب ) سردار غلامان. قل بمعنی غلام و لر علامت جمع چون الف و نون فارسی. آقاسی سردار:
از غلامان شاه مردان اوست
که درین عهد قللرآقاسی است.داراب بیک جویا ( از آنندراج ).
( قللر آقاسی ) سردار غلامان قل بمعنی غلام و لر علامت جمع چون الف و نون در فارسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپاه ایران شکست یافت و عقبنشینی نمود. محمد حسین پس از ذکر محامد و توصیف رشادت و دلاوری رستم خان و سربازان گرجی وی، موضوع را چنین بیان میکند: «اگر امرای دیگر نامردی نمیکردند و با رستم خان قللر آقاسی اتفاق میکردند افغان از میان برداشته میشد».