جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس مى گويد: فقها درباره سخن على - رضى اللّه عنه - به عمر كه فرمود: اگر او راحد زدى دوستت مغيره را سنگسار مى كنم، سخن گفته اند. ابو نصر بن صباغ گفته است:منظور على اين بوده است كه اگر شهادت دوم ابوبكره، شهادت ديگرى حساب شود،چهار شاهد تكميل مى شود و لازم مى آيد مغيره را سنگسار كرد. و اگر همان شهادتاول است كه او را حد زدى واللّه اعلم. (پايان سخن قاضى ابن خلكان راجع به اين واقعهاسف انگيز)(528).
💡 و اين غرور كفرآلودشان فقها و متكلمين را وادار كرد تا در برابر اين فيلسوف نماها جبههگيرى نموده، به هر وسيله اى كه برايشان ممكن بود آنان را سركوب و رشته هايشان راپنبه كنند يا به وسيله استدلال و محاجه رو در رو و يا شوراندن مردم عليه آنان و يابيزارى جستن از ايشان و تكفير كردنشان با آنان مقابله نمايند تا در آخر در زمانمتوكل عباسى توانستند سورت و تندى آنان را شكسته، جمعشان را متفرق و كتبشان رانابود كنند، و چيزى نمانده بود كه فلاسفه نيز به آتش آنان سوخته به كلى منقرضشوند تا آنكه معلم دوم ابو نصر فارابى كه بهسال سيصد و سى و نه در گذشته و بعد از او ابو على سينا شيخ الرئيس حسين بنعبدالله بن سينا كه به سال چهار صد و بيست و هشت در گذشته و غير اين دو از فلاسفهبنام چون ابى على ابن مسكويه و ابن رشد اندلسى و غير آن دو، بار ديگر به فلسفهآبروئى دادند، و از انقراض آن جلوگيرى كردند و از آن به بعد نيز سرنوشتى مانندسابق داشت، زمانى بازارش كساد مى شد و كمتر افرادى به تعلم و يادگيرى آن مىپرداختند، و زمانى ديگر رونق مى گرفت.