قذ امل

لغت نامه دهخدا

قذامل. [ ق ُ م ِ ] ( ع ص ) فراخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). واسع. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

فراخ واسع

جمله سازی با قذ امل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دی تو در مدرسه آز بر استاد امل درسها خوانده و دانسته و از بر کرده

💡 تا چند از طپانچه توان سرخ داشتن؟ روی امل که پیش کسان زرد کرده ایم

💡 دامنش پر زر و سیم است که کان امل است دهنش پر می و میوه است که خلد نعم است

💡 ازان به کشت امل همچو خوشه می لرزم که موج آب خبر می دهد ز داس مرا

💡 گوییا طول امل‌های «نظیری» کم شده اندکی در چشم مردم مختصر می‌یابمش

💡 هر خدمت و تشریف که فرمود شهنشاه کم زانکه بود لایق و بیش از امل آمد

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز