لغت نامه دهخدا
قحط شدن. [ ق َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کمیاب شدن. || مفقود گشتن. ( ناظم الاطباء ).
قحط شدن. [ ق َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کمیاب شدن. || مفقود گشتن. ( ناظم الاطباء ).
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) کمیاب شدن.
( مصدر ) ۱ - ایجاد شدن قحط ظهور خشکسالی ۲ - کمیاب شده چیزی.
کمیاب شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همین حال، ژاپنیها تا پایان آوریل ۱۹۴۲ بیشترِ برمه را تصرف کرده بودند. ضدحملات به دلیل فصل موسمی و شرایط آشفته در بنگال و بیهار و همچنین طوفان شدیدی که در اکتبر ۱۹۴۲ این منطقه را ویران کرده بود، با مشکل مواجه شد. ترکیبی از عوامل، از جمله محدود شدن واردات ضروری برنج از برمه، سوء مدیریت، تورم دوران جنگ و بلایای طبیعی بزرگ مانند سیل و بیماریهای زراعی منجر به قحطی بنگال در سال ۱۹۴۳ شد که در آن حدود ۲٫۱ تا ۳٫۸ میلیون نفر جان خود را از دست دادند.