لغت نامه دهخدا
قاش و قماش. [ ش ُ ق ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) سفله. داس و دلوس. ( فرهنگ اسدی ). خاش و خماش.
قاش و قماش. [ ش ُ ق ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) سفله. داس و دلوس. ( فرهنگ اسدی ). خاش و خماش.
( صفت ) سفله داس و دلوس خاش و خماش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک جام ز صد هزار جان به برخیز و قماش ما گرو نه
💡 آفرین بر شعر باف طبع قاری کو به شعر از همه جنس و قماش معنوی در بار داشت
💡 که حکیمان جهانند درختان خدای دگر این خلق همه خار و خسانند و قماش
💡 گر برنگ و قماش جامه روی پاکی اش رنگ، ابا حتست قماش