لغت نامه دهخدا
قاسم دولت ملک. [ س ِ م ِ دَ ل َ ؟ ] ( اِخ ) یکی از اکابر که از طرف میرزا یادگار محمد بامداد پادشاه آذربایجان و عراق منصب امارت داشت. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 143 ).
قاسم دولت ملک. [ س ِ م ِ دَ ل َ ؟ ] ( اِخ ) یکی از اکابر که از طرف میرزا یادگار محمد بامداد پادشاه آذربایجان و عراق منصب امارت داشت. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 143 ).
یکی از اکابر که از طرف میرزا یادگار محمد بامداد پادشاه آذربایجان و عراق منصب امارت داشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای کامگار بر دل من خیز و باده ده بر یاد دولت ملک و شاه کامگار
💡 به روی چشم و چراغ تو چشم دولت ملک چو گشت روشن در وقت چشم بد بکفید
💡 صدری که او امیر مجیر و مؤیدست در ملک و دولت ملک و دین مصطفا
💡 دولت و صولت نمود شیر علمهای او دولت ملک عجم، صولت تیغ یمان
💡 مانند قدر و همت شاه جهان بلند چون تخت و دولت ملک عالم استوار