قارون شدن
مترادفها
ثروتمند شدن، پولدار شدن
متضادها
فقیر شدن، تهیدست شدن
لغت نامه دهخدا
قارون شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) توانگر شدن:
مپندار گر سفله قارون شود
که طبع لئیمش دگرگون شود.سعدی ( بوستان ).قارون گرفتمت که شدی در توانگری
سگ نیزبا قلاده زرین همان سگ است.سعدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) توانگر شدن غنی گشتن.
جمله سازی با قارون شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راه صعود به این قله از طریق ایستگاه راهآهن قارون یا جاده آسفالته روستای پیر عبدالله است. در مسیر صعود به این قله، چند چشمه به نام چشمه صیاد و چشمه پرویز نیز وجود دارد که محلی برای استراحت کوهنوردان است. برای پیاده شدن در ایستگاه راهآهن قارون، تنها باید از قطار محلی اندیمشک-دورود و بالعکس استفاده کرد.
💡 با خداحافظ تهران (۱۳۴۵)، خاچیکیان در انتخاب موضوع و شکل پرداختن فیلمهای بعدیاش دچار سرگردانی شد. با قبضه شدن بازار فیلم توسط موج گنج قارون (۱۳۴۴) و بعد از آن با قیصر (۱۳۴۸) سینمای خاچیکیان از رونق افتاد و دورهٔ فیلم جنایی به سر رسید.
💡 او با تلاش بسیار و سرمایهگذاریهای هوشمندانه در بازارهای مختلف، در مدت کوتاهی به ثروت هنگفتی رسید و گویی قارون شده است.
💡 برخی افراد پس از به دست آوردن ثروت زیاد، چنان مغرور میشوند که انگار قارون شدهاند و دیگر به نیازمندان توجهی نمیکنند.
💡 هیچکس نمیتواند به راحتی قارون شود، مگر اینکه از مسیرهای قانونی و با صبر و حوصله برای جمعآوری داراییهای خود تلاش کند.