لغت نامه دهخدا
قارون شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) توانگر شدن:
مپندار گر سفله قارون شود
که طبع لئیمش دگرگون شود.سعدی ( بوستان ).قارون گرفتمت که شدی در توانگری
سگ نیزبا قلاده زرین همان سگ است.سعدی.
قارون شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) توانگر شدن:
مپندار گر سفله قارون شود
که طبع لئیمش دگرگون شود.سعدی ( بوستان ).قارون گرفتمت که شدی در توانگری
سگ نیزبا قلاده زرین همان سگ است.سعدی.
( مصدر ) توانگر شدن غنی گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راه صعود به این قله از طریق ایستگاه راهآهن قارون یا جاده آسفالته روستای پیر عبدالله است. در مسیر صعود به این قله، چند چشمه به نام چشمه صیاد و چشمه پرویز نیز وجود دارد که محلی برای استراحت کوهنوردان است. برای پیاده شدن در ایستگاه راهآهن قارون، تنها باید از قطار محلی اندیمشک-دورود و بالعکس استفاده کرد.
💡 با خداحافظ تهران (۱۳۴۵)، خاچیکیان در انتخاب موضوع و شکل پرداختن فیلمهای بعدیاش دچار سرگردانی شد. با قبضه شدن بازار فیلم توسط موج گنج قارون (۱۳۴۴) و بعد از آن با قیصر (۱۳۴۸) سینمای خاچیکیان از رونق افتاد و دورهٔ فیلم جنایی به سر رسید.