لغت نامه دهخدا
فک اعلی. [ ف َک ْ ک ِ اَ لا] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به کلمه «فک » شود.
فک اعلی. [ ف َک ْ ک ِ اَ لا] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به کلمه «فک » شود.
💡 مطابق ضمیمه مذکور، وکیل اثبات جرم در مرکز، از سوی وزارت عدلیه و در ولایات ازسوی نایب الحکومه یا حاکم اعلی تعیین میشد.
💡 خامه ی مستوفی دیوان اعلی قاصرست از سواد نسخه ی اخلاق مستوفای من
💡 با روی تو از جنت اعلی نتوان گفت با قد تو از قامت طوبی نتوان گفت
💡 رئیس خزانه اعلیحضرت از مقامات ارشد و یکی از مناصب کبیر حکومتی در دولت پادشاهی متحد است. این مقام در حقیقت، ریاست خزانه علیاحضرت را بر عهده دارد. این منصب جایگاهی در سطح کابینه بریتانیا است.
💡 اگر حُسن تو بگشاید، نقاب از چهره دعوی را به گِل رضوان بر انداید، درِ فردوس اعلی را
💡 … متوجه پایهٔ سریر اعلی هرات شد… به زمینبوسی سرافراز شد. اول عذر گستاخیها و بیادبیهای خود را که از او سمت ظهور یافته بود، میخواست و بعد از آن التماس ملک خود نمود و آنجا در ملازمت روزی چند میگذرانید.