فوطه کردن

لغت نامه دهخدا

فوطه کردن. [ طَ / طِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از قبا کردن جامه. ( آنندراج ). چاک کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). مانند خرقه کردن که دریدن جامه از بی صبری در سوک یا جز آن باشد. ( یادداشت مؤلف ):
من جامه بر وفات کرم فوطه کرده ام
جز فیض لطف تو که فرودآردم ز سوک.ظهیر فاریابی.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ معر - فا ] (مص م. ) چاک دادن قبا.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چاک کردن ( قبا ) قبا کردن ( جامه ).

ویکی واژه

معرب
چاک دادن قبا.

جمله سازی با فوطه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فوطه زاری همان در گردن قمری بجاست سرکشی ها کردن سرو خرامانت چه شد

💡 بکیش کلکنه و دین فوطه حمام که بقچه کردن سجاده عین بی ادبیست

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز