لغت نامه دهخدا
لطمه زدن. [ ل َ م َ / م ِزَ دَ ] ( مص مرکب ) سیلی زدن. طپانچه زدن. لت زدن.
- لطمه زدن به کسی یا به کاری؛ آسیب رساندن. صدمه زدن.
لطمه زدن. [ ل َ م َ / م ِزَ دَ ] ( مص مرکب ) سیلی زدن. طپانچه زدن. لت زدن.
- لطمه زدن به کسی یا به کاری؛ آسیب رساندن. صدمه زدن.
سیلی زدن. طپانچه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خمینی این تصویبنامه را دسیسهٔ خطرناکی برای لطمه زدن به اسلام و روحانیت خواند و گفت:
💡 کارناوال عصر عاشورا از دیگر برنامههای مشکوک نزدیک به انتخابات بود. کارناوال عصر عاشورا کارناوالی بود که چند روز قبل از دوم خرداد و عصر روز عاشورا در تهران به راه افتاد. در ظاهر طرفداران محمد خاتمی در این کارناوال حضور داشتند ولی بعداً مشخص شد این برنامه بهطور مشترک از سوی سازمان صدا و سیما و وزارت اطلاعات برگزار گردیده و هدف آن لطمه زدن به موقعیت خاتمی بودهاست.