فن جرم

فرهنگستان زبان و ادب

{technocrime} [علوم نظامی] اقدامی مجرمانه که در ارتکاب آن از فنّاوری های جدید و پیشرفته استفاده شود

جمله سازی با فن جرم

💡 صدق‌کیشان را فلک در خاک بنشاند چو تیر سرو این گلشن به جرم راستی پا در گلست

💡 اینشتین اولین کسی بود که پیشنهاد داد هم‌ارزی جرم و انرژی یک اصل کلی بوده و نتیجه‌ای از تقارن فضا-زمان است.

💡 سیم زه از رشته‌های بلند شسته شده، ساییده شده و عاری از جرم، پرز و مژک‌های سطحی، که با هنر خاصی در کشش بالا، در ضخامت‌های بسیار دقیق

💡 کشتنی گشته ام از جرم بقا بی رخ او وه که دست اجلم تیغ به سر دیر کشید

💡 نبیند بهره‌مندی بی‌ولایت جرم از رحمت نگردد دیده بی مردمک از سرمه نورانی

💡 رابطه‌ام-سیگما نیز وجود سیاهچاله‌هایی به اندازه ۱۰۴ تا ۱۰۶ جرم خورشیدی را در کهکشان‌های کم نور پیش‌بینی می‌کند.